درس ها

   حسابی درس خوندم.مامان باورنمیکردآخه اولین باربوداونقدرخرخون شده

  بودم!خلاصه هرسوال سختی به نظرش میرسید،برام طرح میکرد.منم چون

  حسابی درس خونده بودم،همه روبی عیب ونقص جواب دادم.

 مامان جونم هم خیلی متعجب بود....هاها!

 بالاخره تونستم مامانم رو خوشحال کنم!!مامان جان حسابی متعجب شد

ولی خداوکیلی پدرم دراومد...دلم میخوادهرکی درسو به وجودآوردروبکشم

شکــ ــلکـــْـ هـــ ـایِ هلـــ ـــــن

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد