امروز مامان بیرونه وکارای خونه به دوش من!
اول رفتم ظرفاروحسابی شستم وتمیزکردم
بعدشم رفتم هرچی لباس چرک داشتیم جمع کردم و همشون رو ریختم
توسبد.آخرش همشونو توی ماشین لباسشویی خالی کردم
برای شاممون هم غذاپختم تاشب گشنه نمونیم
چون امتحان داشتم یه کم درس خوندم ودوباره رفتم سرخونه!!
ولی اینباربرای گردگیری
بعدهمه ی این کارا رفتم سراغ لباسشویی ولباسارو یکی درآوردم
وانداختموشون توی سبدلباسا
بعددوباره درآوردمشون واتوشون کردم
بعدکه مامان اومدشامو خوردیم وبازم مجبورشدم ظرفاروبشورم
آخرش هم که گرفتیم خوابیدیم دیگه
همه خوابیدندالامن!نشستم گوسفندبشمارم تاخوابم ببره.
وجواب داد!!تازه خواب دیدم دارم پروازمیکنم!
(شایدخیالاتی شدم!) BYE BYE